تبليغاتX
* دریچه سیاست *
چرا سهراب می گوید : کاش جای مردان سیاست درخت بکاریم
 توهم فکری ؛ نزدیکی به پرتگاه ...
 در دوره ی زمانی ای که تمامی اهرم های فرهنگی - سیاسی هر کشوری

در جهان در پی ارتقاء سطح آموزشی و تحصیلی خود در مراکز علمی و پژوهشی

علی الخصوص در فضای دانشگاه های خود هستند و فارغ از هر گونه ایجاد

تشنج در مراکز علمی خود ؛ برای بالا بردن سطح روحی دانشجویان و نخبگان

جامعه ی خود تلاش می کنند و تمامی عناصر و بازو های اجرایی در سطح جامعه

را در راستای رسیدن و افزایش کیفیت آموزشی در چهارچوب نظام تحصیلی - آموزشی

در دانشگاه ها را بسیج می نمایند و تنها در پی برتری علمی خود بر سایر کشور های

جهان هستند ؛ روند آموزشی در دانشگاه های سرزمین عزیزمان ایران همچنان با

رکود خاک خورده ای در سکون به سر می برد .

چهارشنبه شب گذشته در ۱۴شهریور ماه از رسانه ی ملی در قالب برنامه ی

کوله پشتی که از شبکه ی سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید

دکتر علی احمدی ریاست دانشگاه پیام نور میهمان تلویزیونی خانواده هایی بود

که بسیاری از آنها افراد و فرزندانی با نام داشجو را در فضای خانه ی خود داشتند .

دکتر علی احمدی که چندی پیش و در زمان آغاز به کار دولت نهم از سوی وزیر علوم

تحقیقات و فناوری به ریاست دانشگاه پیام نور منصوب گردید ؛ سخنان ناامید کننده ای

بر زبان آورد که جای تأمل بسیار را می طلبد .

مهمترین بخش این گفتار تبلیغاتی که در جهت معرفی دانشگاه پیام نور و نیز نوع

تفکر در سیاست گذاری سیستم آموزشی کشور بود ؛ تنها تأسف را برای نام مقدس

دانشجو بر اذهان مردم ایران زمین تداعی نمود .

دکتر علی احمدی بخشی از سخنان خود را این گونه بیان نمود : ما به شدت به این

موضوع و اصل اعتقاد داریم که تا زمانی که سدی به نام کنکور وجود دارد و داوطلبان

دانشگاه در کشور پشت این سد قرار می گیرند ؛ باید تنها در پی گسترش کمیت در

دانشگاه باشیم و تا زمانی که این وضع ادامه دارد هیچ گاه به کیفیت آموزشی

در دانشگاه ها نمی اندیشیم ؛ چرا که با وجود داوطلبان پشت دانشگاه پرداختن

به موضوع کیفیت آموزشی لزومی ندارد !

البته باید این موضوع را ذکر نمود که ریاست دانشگاه پیام نور این سخنان را در

راستای معرفی نوع سیاست گذاری در دانشگاه تحت تصدی خود بیان نموده است .

اما در اینجا سؤال مهمی که به اذهان کاوش گر مردم علی الخصوص دانشجویان

خطور می نماید این است که : با توجه به این موضوع که جناب دکتر علی احمدی

از سوی شخص وزیر علوم برگزیده شده و با ذکر این نکته که ریاست حال حاضر

دانشگاه پیام نور از مشاورین و دوستان نزدیک ریاست محترم جمهوری هستند و

به احتمال زیاد انتصاب ریاست این دانشگاه به عنوان یکی از دانشگاه های مهم

کشور که نقش بسیار تعیین کننده و مثبتی را در کاهش افراد پشت سد کنکور بازی

می کند با نظر مستقیم رئیس جمهور محترم بوده است ؛ آیا نظر مسئولین کشور

و دستگاه های آموزشی - پژوهشی و وزارت علوم ؛ تحقیقات و فناوری نیز هم سو

با نظر ریاست دانشگاه پیام نور جناب دکتر علی احمدی می باشد ؟

این سخن و نوع سیاست رئیس دانشکاه پیام نور در حالی در جهت اطلاع رسانی به

مردم اعلام گردید که روز سه شنبه ی هفته ی گذشته ؛ ۱۳ شهریور ماه در پی انتشار

لیست اسامی پانصد دانشگاه برتر جهان ؛ هیچ نامی از هیچ کدام از دانشگاه ها و

مراکز آموزشی کشور به چشم نمی خورد !

با توجه به این که همیشه و در تمام شرایط رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله

خامنه ای به شدت حامی پیشرفت کیفی دانشگاه ها بوده اند و به کرار مسئولین ؛

دانشجویان و نخبگان کشور را به همت گماردن برای پیشرفت کیفی درحوزه های

مختلف علمی تشویق و حمایت نموده اند و رئیس جمهور نیز حمایت خود را بارها از

ارتقای علمی فرزندان ایران زمین اعلام نموده است ؛ نمی توان تمامی مسئولین

کشوری را  در این امر با نظر دکتر علی احمدی هم سو دانست ؛ اما چه ناامید کننده

است که ریاست یک واحد دانشگاهی وسیع و مهمی که در آن دانشجویان کثیری

به امید افزایش سطح علمی خود مشغول به تحصیل هستند ؛ این گونه توهم فکری

خود را به دیگر واحدهای دانشگاهی سرایت می دهد .

در دیدار اخیر مقام معظم رهبری با مسئولین نظام آموزشی ؛ نخبگان و دانشجویان

برتر کشور که در فضایی صمیمانه برگزار گردید ؛ ایشان خطاب به مسئولین و

دانشجویان فرمودند : کاری نمایید که به چنان پیشرفت علمی ای برسید که در چند

سال آینده دیگر کشورها و محققان خارجی برای پی بردن به برترین پیشرفت های

علمی جهان که در دست شما خواهد بود ؛ مجبور شوند که به فراگیری زبان فارسی

روی آورند .

آیا این سخن و دید وسیع مقام معظم رهبری منافاتی با سیاست جاری در اذهان

مسئولین دانشگاه پیام نور و بسیاری دیگر از مسئولین دستگاه های آموزشی کشور

ندارد ؟

لازم به یاد آوری است که کشورمان در پی برنامه ریزی های کلان بلند مدت خود و

تلاش برای پیگیری و رسیدن به اهداف سند چشم انداز بیست ساله ی نظام که بر

مبنای تبدیل شدن ایران به قدرت منطقه ای و فرا منطقه ای و هموار کردن جاده ی

پیشرفت در پی رسیدن به جمع قدرت های جهانی تنظیم شده است ؛ با این گونه

سیاست ها قابلیت اجرا پیدا می نماید ؟

این همان سؤالی است که جواب آن سهل و آسان می باشد ...

ادامه ی روند عدم توجه به کیفیت آموزشی در کشور تنها چیزی که برای ما در آینده

به یادگار می گذارد ؛ تحصیل کرده های جوان ؛ کم بهره از منظر علمی و شاید

بی سواد می باشد که مسلما سکان هدایت این کشتی تشنه پیشرفت در

دستان همان تحصیل کرده های از نظر علمی کم توان ؛ قرار خواهد گرفت .

چه اسف ناک و درد آور است که برای رسیدن به پرتگاه این چنین شتاب کرده ایم ... !

|+| نوشته شده توسط سید محمد امین شریفی ساداتی در یکشنبه 18 شهریور1386  |
 اهداف ناهمگون ...
ایجاد رابطه ی دیپلماتیک مثبت و منفی کشورها با دیگر دولت ها انگیزه ها و

هدف های خاص خود را می طلبد . وجود دایره های متحد المرکز دستگاه

دیپلماسی هر کشوری به نوع تفکرات حاکم بر آن سرزمین بستگی دارد .

چگونگی وجود و پیدایش یک حکومت ؛ علت حکم رانی و انگیزه های دولت

برای استقرار در یک سرزمین ؛ پایبندی های فکری و ایدئولوژیک ؛ نگاه

خاص به جهان از روی اعتقادات و ویژگی هایی از این حیص همگی از عوامل

و علل نوع نگاه به ایجاد روابط خارجی یک کشور با دیگر دول می باشد که باعث

گسست پیوندهای سیاسی و اقتصادی یک کشور با دیگر واحدهای سیاسی را سبب

می گردد و نیز بلعکس به ایجاد یک رابطه ی پایدار و محکم در روابط دیپلماتیک

یک کشور با دیگر کشورها  را سبب می گردد .

نوع نگاه یک کشور به بنیان های پایه گذار خود و نیز نگاه شخصی و اعتقادات

فکری افراد دستگاه های سیاست خارجی باعث ایجاد الگوهایی می شود که نقشه

هدایتی یک کشور برای رابطه های سیاسی با دیگر دولت ها را طراحی می کند و

الگوی حرکت در روابط خارجی یک کشور از روی همان نقشه ی از پیش طراحی

شده ایی خواهد بود که درستی و نادرستی آن را تنها زمان مشخص می کند !

این قاعده برای تمام کشورهای جهان اجتناب ناپذیر است ؛ که جمهوری اسلامی

ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست .

عدم انسجام سیاست خارجی ایران نشأت گرفته از درون می باشد .

نوع پراکندگی و عدم هماهنگی اهداف کلی و بنیادین جمهوری اسلامی ایران و در

تقابل قرار گرفتن هر یک از اهداف پایه ایی و اصلی ایران باعث لرزش در پایه های

نگاه دیگر کشورها به این سرزمین گربه ای شکل شده است .

طبق نظریه ی دکتر سریع القلم نظریه پرداز سیاسی و استاد دانشگاه ؛ اهداف اصلی

و کلان جمهوری اسلامی ایران را می توان به سه دسته تقسیم نمود :

۱- رشد و توسعه ی اقتصادی ؛ حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی

۲- دفاع از مسلمانان و نهضت های آزادی بخش و تعارض با اسرائیل و غرب

۳- استقرار یک جامعه ی اسلامی بر اساس مبانی شیعی

برای توضیح این سه اصل باید به این نکات توجه نمود که در هدف اول که نشأت

گرفته از ذات دولت ملی بوده در تمام کشورهای دنیا وجود دارد و به محض تأسیس

و تشکیل یک واحد سیاسی ( دولت ملی ) به صورت فطری به دنبال رشد و توسعه

اقتصادی و حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت خود می باشد .

در اصل دوم اهداف کشورمان که نشأت گرفته از ذات ایدئولوژیک می باشد ؛ این

توضیح ضروری به نظر می آید که نوع نگاه هر کشور انقلابی در راستای اهداف

ایدئولوژیکی تنظیم می شود . اصل صدور انقلاب ؛ برای مردان حکومت ایران زمین

اصلی غیر قابل انکار است که این نیز ریشه در ویژگی های دولت های ایدئوژیک

دارد .

اصل سوم اهداف ایران ؛ پایه گذاری شده در انسجام اسلامی بر مبنای دینی - شیعی

است .

سه هدف از سه جنس مختلف زمینه را برای عدم ثبات سیاست خارجی جمهوری

اسلامی ایران را محیا می کند !

عدم هماهنگی اهداف در نظام سیاست خارجی این نوع کشورها سیستم دایره ای را

برای هر کشوری از این سنخ به ارمغان می آورد .

عدم تجانس اهداف یک کشور باعث عدم ائتلاف دیگر دولت ها با کشور مذکور

می شود ؛ زیرا اهدافی از قبیل صدور انقلاب و ایجاد جامعه ی دینی واحد بر مبنای

شیعی ستون اقتدار دیگر کشورها را از پایه ویران می نماید .

در هدف اول جمهوری اسلامی ایران ؛ یعنی حفظ تمامیت ارضی یک عرف جهانی

است و هدف اولیه ی تمام کشورها می باشد و این نوع اهداف هیچ گاه تعارضی با

استقلال دیگر کشورها ایجاد نخواهد کرد .

اما در هدف دوم یعنی دفاع از مسلمانان و نهضتهای آزادی بخش به معنای دفاع از

یک پنجم جمعیت کره زمین خواهد بود . این هدف ؛ هدفی است دست یافتنی اما

امکانات فراوانی را می طلبد ؛ امکاناتی از قبیل :  قدرت اقتصادی بالا ؛ توان نظامی

گسترده ؛ فرهنگ عمومی نهادینه شده ؛ وضعیت ژئوپلتیکی منحصر به فرد ؛ مدیریت

قوی ؛ قدرت بازدارندگی ؛ پذیرفته شدن اهداف در اذهان عمومی ؛ جمعیتی تحصیل

کرده و با عمق نگاه ژرف ؛ تولید منحصر به فرد ؛ اجماع نظر نخبگان ؛ منابع

فراوان انرژی و ...

ورود به حیطه هدف دوم آغازگر تنش گرایی بین دول خارجی و کشور ایران است .

هدف سوم نیز پای را در داخل دایره ی تعارضات گذاشتن است ؛ نه اینکه این اصل

غیر قابل قبول باشد بلکه حتی اصلی نو و جالب و سازنده است که باعث افزایش

قدرت و تبدیل ایران به قدرت برتر اسلامی را موجب می شود ( در صورت تحقق )

اما در فضای حاکم بر دنیای کنونی که کشورهای مسلمان نشین دارای حاکمیتی

غیر دموکراتیک و تحت سلطه ی نظام های اقتدارگرا و سلطنتی اداره می شود

زمینه های تضاد را ایجاد می نماید ؛ زیرا پذیرش اصل سوم اهداف ایران از سوی

دیگر کشورها به معنی نابودی حکومت آنها و از پایه ویران کردن ثبات حکومتیشان

به دست خودشان است !

اگر تعارضات و مسائل و مشکلات کشورهای اسلامی در یک هماهنگی و اتحاد حل

شود ؛ حجم وسیعی از یک قدرت و توان بین المللی را به وجود خواهد آورد که قدرت

برتر را نصیب دنیای اسلام می نماید .

اما اختلافات فراوان و عدم ثبات سیاسی ؛ فکری و منزوی بودن کشورهای اسلامی

به جز ایران ؛ اختلافات شدید سیاسی و وابستگی های شدید و تهی بودن توان

عقلانیت سیاسی کشورهای اسلامی-عربی ( غیر از جمهوری اسلامی ایران )

زمینه های تحقق اهداف جمهوری اسلامی را پدید نخواهد آورد .

حال ؛ افزایش امکانات و قدرت سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران برای

رسیدن به اهداف طراحی شده و یا تغییر اهداف کلان و ایجاد هدف های غیر متقابل

و تنش زدا ؛ کدام یک را باید برگزید ؟

و یا شاید هم طی نمودن همین مسیر طی شده و هم پیمان شدن با وزنه های بی وزن ؟

این سوال را شما پاسخ دهید ...

|+| نوشته شده توسط سید محمد امین شریفی ساداتی در شنبه 13 مرداد1386  |
 وزنه های بی وزن ...

در عصر حاضری که در پی گذر از آن هستیم ؛ تفکرات نقش تعیین کننده ای

برای ساختار دادن به چهارچوب روابط بین الملل را بازی می کند.

در تمام نقاط دنیا ؛ کشور های کوچک و بزرگ در پی تداوم بخشیدن به قدرت

خود هستند و نگاهی عمیق نیز به افزایش آن دارند . تداوم قدرت و افزایش آن

میزان نقطه ی نفوذ هر کشوری را در عرصه ی سیاست بین الملل مشخص

می کند . افزایش و گسترش قدرت هر نظام سیاسی ؛ افزایش منافع ملی درون

مرزی و برون مرزی را برای هر کشوری به ارمغان خواهد آورد .

ضریب نفوذ کشورها در تمام دنیا و فارغ از منطقه جغرافیایی آنها به عوامل

متعددی بستگی دارد . یکی از مهمترین این عوامل ایجاد رابطه پایدار با

کشورهای دارای قدرت منطقه ایی و جهانی است .

این امر برای کشورمان ایران نیز غیر قابل اجتناب است .

نوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پی تغییر دولت در تابستان ۸۴

و جابجایی اصلاح طلبان با اصول گرایان در کاخ سعدآباد باعث شد روندی جدیدی

را برای دستگاه دیپلماسی ایران دیکته نماید !

گرچه به ظاهر در گفتار مردان سیاست دستگاه های اجرایی کشورعدم تغییر

روابط سیاسی ایران با دیگر کشورها را مشاهده می نماییم اما ایجاد نقشه ی جدید

دیپلماسی برای کشور به عینه برای همگان قابل لمس و مشاهده است.

متاسفانه در دستگاه سیاست خارجی ایران ( در تمامی دولت های دو دهه ی

اخیر یعنی دولت های سازندگی - اصلاحات و عدالت ) عادت سیاست امتیاز

بده و امتیاز بگیر را برای خود غیر قابل تغییر جلوه داده است که این نوع

تفکر و نگاه در سیاست خارجی دولت نهم واضع تر به نظر می رسد .

میزان قدرت یک کشور طبق شرایط بین المللی ؛ زمانی مشخص می گردد که

فاکتور امتیاز نده و امتیاز بگیر را در آستین سیاست خارجی یک کشور پنهان

نگه داشته می شود و قابلیت اجرای آن زمانی فرا خواهد رسید که قدرت کشوری

در پی پس لرزهای تصمیمات خود و بحران های بین المللی از پایه ویران نشود .

وجود قدرت های همراه و متحد بدون شک ضامن افزایش کفه ترازو به نفع

هر نظام سیاسی می گردد .

در دوره ی دولت نهم سیستم نگرش دستگاه دیپلماسی کشورمان به سرعت

و با شتاب فراوان به سمت وزنه های بی وزن در نظام بین الملل در حال

گسترش می باشد .

افزایش روابط صمیمانه ؛ محکم و پایدار با کشورهایی همچون ونزوئلا ؛ کوبا ؛

اتیوپی و حتی سوریه و نیز دیگر کشورهایی که هیچ وزن سیاسی و اقتصادی در

نظام رئالیسم جهانی ندارند برای کشورهایی همچون ایران که به شدت در پی هجوم

دیگر کشورهای سلطه طلب می باشد ؛ موقعیت عدم تحرک ایجاد کرده است !

در فضایی که کشور سوریه در جملات رسمی ریئس جمهور خود پس از پیروزی

مجدد در انتخابات دوره ی جدید ریاست جمهوری ( در فضایی تک رقابتی ) ادعا

می نماید که سوریه قدرت منطقه ای است و دیگر کشورها موظف و مجبور به

احترام به این کشور هستند و سوریه باید به دنبال گرفتن حق خود از فضای حاکم

سیاست جهانی و افزایش قدرت خود باشد ؛ آیا فضا برای قدرت مانور قدرت

منطقه ایی ایران تنگ تر نخواهد شد ؟!؟

کشوری مانند سوریه که ایران در تفکرات استراتژیک منطقه ای خود دلیل رابطه

پایدار با این کشور را زمینه ای برای افزایش قدرت منطقه ای خود می داند اینک

خواهان پرچم داری قدرت در سطح منطقه می باشد !!

سنگینی کفه ترازوی یک کشور در اثر گذاری در معادلات بین الملی علاوه بر

عوامل اقتصادی به ایجاد رابطه ی درست با کشورهای دارای ظرفیت سیاسی

بالا بستگی دارد . گرچه روشن و واضع است که داشتن الگوی رابطه ی صحیح

با کشورهای سنگین وزن ؛ رشد و توسعه اقتصادی را در پی ایجاد فضای اقتصادی

هم سو برای کشور فوق به ارمغان می آورد اما باید این را نیز در نظر گرفت و به آن

فکر نمود که ونزوئلای دوست ؛ ثمره ای را که با خود به ارمغان آورده چیست ؟

آیا خدشه دار کردن روابط ایران با آلمان قدرت اقتصادی اروپا ؛ فرانسه ی قدرت

سیاسی اروپا ؛ ایتالیای قدرت فرهنگی اروپا ؛ اسپانیای قدرت نظامی اروپا ؛ چین

قول جدید جهانی و قدرت حق وتو شورای امنیت و آفریقای جنوبی ؛ قدرت صنعتی و

اقتصادی قاره ی سیاه به تمام روابط پایدار و محکم کشورمان با ونزوئلای قدرت

بی قدرت جهانی ؛ کوبای قدرت جنگ طلبی و کمونیستی و سوریه ی تشنه ی قدرت

می ارزد ؟؟؟

قضاوت با شما ...

تصمیم گیرندگان ما مردان سیاست خارجی ما در ساختمان های سعدآباد ؛ سردرباغ

ملی و بهارستان هستند .

مردان سیاست خارجی ایران زمین ؛ بیایید کمی واقع گرایانه تر باشیم

|+| نوشته شده توسط سید محمد امین شریفی ساداتی در یکشنبه 7 مرداد1386  |
 تو را سوگند می دهم ...
هنگامی که زمان به آهستگی و آرام آرام در حال گذر می باشد و برای رخنه

کردن خود در صفحات تاریخ تلاش می کند و غفلت و خواب وجودمان را فرا

می گیرد و زمانی که تاریخ را پی می گیریم و در افکارمان به آهستگی پنهان

می شویم و آن هنگام که هیچ گاه از کمین گاهی که خود برای قفس تاریک مان

 ساخته ایم خارج نمی شویم احساس می کنیم که هیچ نداریم .

رخوتی که خودمان شالوده ی آن را بنیان نهاده ایم ما را در ژرفای تاریکی

فرو می برد .

نام خود را چه نهاده ایم ؟

دانشجو ؟؟؟

مگر نه اینکه آینده در دستان ماست ؟

اما کدام آینده ؟

آینده ای که خودمان با غفلت ناگریزمان پای در جاده ایی خاکی از جنس

بی دانشی و بی آگاهی ساخته ایم ؟

این آینده ی تاریک به کار ما نیاید جز افسوس خوردن در سالیان نزدیک آینده ...

دست هایمان را بالا بزنیم و شتابان اما تداوم گرانه به یاری دانش تشنه ی

وجودمان برویم .

مگر نه اینکه بزرگانمان به ما آموخته اند که علم صلاح من و توست ؟

اما چه سود؟؟

چه سود سلاحی که خالی از باروت باشد و تنها قوت قلب این سلاح " باروت 

نرم دار و آب خورده ای است که هیچ گاه قدرت دفاع از سرزمین وجودمان

را ندارد .

اندکی بیاندیشیم ...

اندکی سختی اندکی مشقت " اندکی استوار بودن برایمان آینده ایی نیک را

به ارمغان خواهد آورد .

نه تنها برای ما بلکه برای تو و برای او و برای سرزمین مان . علم پایگاه

قد علم کردن افراد آینده ساز است .

مگر نه اینکه خون آریایی در رگ های ما جاری ست ؟

چشمانت را باز کن ...

آری ...

با تو هستم ای ایرانی ... ای مردان سرزمین آریایی ...

چشمانت را باز کن ... و به من نیز بیاموز تا چشمانم را باز کنم !

آینده از آن توست ...

حریص باش ... حریص بودن لازمه بقاء من و توست ...

حرص نسبت به علم و عشق به آموزش آن ...

من آرام و آهسته تو را صدا می زنم ...

اما تو نیز مرا صدا بزن ... مرا با صدایی بلند و به ژرفای فریاد صدا بزن

تا من نیز از خواب برخیزم !

من نمی دانم تو کدام راه را برای آرمان های خود انتخاب نموده ای !؟!

اما بدان که راه تو آینده را می سازد .

ای دانشجویی که سوگند یاد نمودی استوارانه سیاست را بیاموزی !

تو خود آهسته آمدی در مکتب عشق ...

اما تو را سوگند می دهم " و به تو یاد آوری می کنم سوگندی که به نام

علم بر زبان آوردی " بر سوگند خود پایدار باش و خود را آماده ی نبرد

با جهل و نادانی کن ...

راه سختی در پیش داری ... نه ... راه سختی در پیش داریم !

من آماده ام ... تو نیز آماده باش ... زمان در گذر است ...

بشتابیم ... تنها بشتابیم ...

|+| نوشته شده توسط سید محمد امین شریفی ساداتی در چهارشنبه 3 مرداد1386  |
 قلم , توتم و آئین من است ...

آمدنم بهانه ای می خواست تا راه و مسیر جدیدی را که خواهان پای گذاشتن

 به آن هستم را برای خود توجیه نمایم . توجیهی که تا خودم را قانع کنم که

 پای بر راه مسیر طی شده در آستانه ی رهگزران مکتب دانشگاه بگذارم .

 راهی که آمدنش شاید آسان باشد اما ماندگاری اش راهی را بر نمی تابد جز

 عزم و اراده . باید خود را بشناسم . نه ... باید خود را بهتر بشناسم ...

 آغاز راه هستم .  آغازی که سر آغازش چشم ها را باز کردن است !

چشمی که دستانم را قدرت می دهد تا نگاهی که در پس او  فریاد است پنهان

 نشود . آری ... من آمدم ! 

آمدم تا پای بندی خود را به آیین علم " به خود ثابت نمایم .

من هم اکنون همچون سایه ی لرزان پاره ابری رهگذر بر سینه ی تافته ی

 غربت این کویر افتاده ام و می نگرم تا در زیر این آسمان " کسی هست که

 بار سنگینی را که بر دوش های خسته و فرتوت این کلمات نهاده ام و بر پشت

 زمین روانه کرده ام " برگیرد ؟ بار سنگین بر دوش من چیزی نیست جز حقیقت.

پس من می نویسم ...

زیرا کسی به من آموخت که : قلم زبان خداست " قلم امانت آدم است 

 قلم ودیعه عشق است هر کسی توتمی دارد و قلم توتم من است !

پس من می نویسم ...

|+| نوشته شده توسط سید محمد امین شریفی ساداتی در جمعه 29 تیر1386  |
 
 
بالا
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">