تبليغاتX
* دریچه سیاست * - قلم , توتم و آئین من است ...
چرا سهراب می گوید : کاش جای مردان سیاست درخت بکاریم
 قلم , توتم و آئین من است ...

آمدنم بهانه ای می خواست تا راه و مسیر جدیدی را که خواهان پای گذاشتن

 به آن هستم را برای خود توجیه نمایم . توجیهی که تا خودم را قانع کنم که

 پای بر راه مسیر طی شده در آستانه ی رهگزران مکتب دانشگاه بگذارم .

 راهی که آمدنش شاید آسان باشد اما ماندگاری اش راهی را بر نمی تابد جز

 عزم و اراده . باید خود را بشناسم . نه ... باید خود را بهتر بشناسم ...

 آغاز راه هستم .  آغازی که سر آغازش چشم ها را باز کردن است !

چشمی که دستانم را قدرت می دهد تا نگاهی که در پس او  فریاد است پنهان

 نشود . آری ... من آمدم ! 

آمدم تا پای بندی خود را به آیین علم " به خود ثابت نمایم .

من هم اکنون همچون سایه ی لرزان پاره ابری رهگذر بر سینه ی تافته ی

 غربت این کویر افتاده ام و می نگرم تا در زیر این آسمان " کسی هست که

 بار سنگینی را که بر دوش های خسته و فرتوت این کلمات نهاده ام و بر پشت

 زمین روانه کرده ام " برگیرد ؟ بار سنگین بر دوش من چیزی نیست جز حقیقت.

پس من می نویسم ...

زیرا کسی به من آموخت که : قلم زبان خداست " قلم امانت آدم است 

 قلم ودیعه عشق است هر کسی توتمی دارد و قلم توتم من است !

پس من می نویسم ...

|+| نوشته شده توسط سید محمد امین شریفی ساداتی در جمعه 29 تیر1386  |
 
 
بالا
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">